اسفند ماه...
به نام خدا...
آخرای زمستونه...
چقدررر منتظر برف بودی و یه برف درست حسابی ندیدی!
اینم غنیمت بود... با تشکر از همدان...

یه ماه قبلش...


منتطری بهاریم... تو بیشتر منتظر چهارشنبه سوری... . فشفشه و منور و ترقه
هر روز میریم ماهی قرمزا رو نگاه میکنیم ... نمیپسندی برمیگردیم خونه... میگی من دوست دارم کوسه بخریم... خیلی قویه... بزرگه... تو قابلمه جا میشه!!!
امسال تو خونه تکونی عید ... با یه شیشه پاک کن و دستمال زودتر از من و بابایی اماده بودی و مرتب تکرار میکردی : آدم باید به مامان باباش تمت(کمک) کنه... خونمون تمیز بشه... طلایی بشه!!
خسته نباشی

انقدر عبارات عجیب استفاده میکنی... با لحن بچگونه...
فولوقاده(فوق العاده)... منظورم اینه که... چه بخرته(چه خبرته؟) بخارط(بخاطر)
انقدر خوشمزه حرف میزنی که دوست ندارم حرف زدنت بی غلط بشه...
میگی مامان جون... فردای پارسال که بشه... میشه شب یلدا... من اون موقع میرم مهد کودک... حالا خوشحال باش بخند....
چشم میخندیم...
همین الان... همین الان که دارم اینا رو مینویسم اومدی کنارم میگی: مامان گالری رو باز کن... ضربدرو بزنی همشون میرن!!!
میگی مامان چند تا دوسم داری؟ میگم خیلی زیاد... هزار هزار تا...
میگی من شما رو صدتات تا دوست دارم... صدتات خیلی زیاده.... بعد میگی شاید صد و نوزده تا دوست داشته باشم...
به یادگیری زبان انگلیسی علاقه نشون میدی... هر چیزی میبینی ازم میپرسی این کلمه چی میشه؟؟ لغات زیادی رو بلدی... ادامه بده عسل پسررررر
نصفه شبا بیدار میشی صدام میکنی ... شربت هندونه ای میخوای... بعد شروع میکنی به شمارش... میگی مامان تا پنج میشمرم بیار برام... یک.... دو..... آفرین... سه...
بهم میگی مامان برا بابا کراوات بخریم... همیشه بپوشه... من خیلی دوست دارم...
میگی مامان جون عیدی برات فرکننده میخرم... همیشه شیک باش...
با حوله تن پوش نشستی تو بغلم.. محکم بغلت کردم و گفتم ایشالله لباس فارق التحصیلی بپوشی... گفتی : مامان چه لباس سختی!!!
هر بار که من و تو دوتایی سوار آژانس بشیم ماجرا داریم... حرفای خنده دار و دور از ذهن میزنی... اینجا برات نمینویسم... ولی یادم میمونه تا ابد...
اون جمله ای که بعد از جمع نکردن تیله هات گفتی رو هم همینطور/... شیرینی حرفات بین خودمون بمونه...

عاششششق عکسای سلفی هستم که میندازی... با اخم... با شکلک....عالیه

بهار یواش یواش میاد... بازم صدای پاش میاد...


اسفند ماه... 
